خرید بک لینک
روزی روزگاری مرد نابینایی درشب تاریک سبویی بردوش و چراغی دردست داشت و به راهی می رفت .

شخصی فضول به او رسید و خطاب ببه وی گفت:ای نادان شب و روز پیش تو یکسان است و روشنی وتاریکی برابر

چرا با خود چراغ حمل می کنی؟

نابینا گفت:این چراغ رابرای این برداشته ام تا یک نفر کوردلی چون تو تنه نزند و سبوی مرا نشکند.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل عابدی تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت: 13:34

صفحه بندی