بخورموباقیشوکنارراهبندازمتامردمفکرکننخانیازاینجاگذشته،گوشتخربزهروخوردهوپوستشرودور
انداخته.»بهایننیتگوشتخربزهراخورد.خواستپوستشوکنارراهبیندازهگفت«خوبهکهپوستشوهمگازبزنمتا
مردمفکرکننخان،نوکریهمداشته.»پوستخربزهراهمگاززدوخواستکهپوستنازکشوبندازه،امابازهموسوسه
شدوهوسخوردنپوستخربزهکردوباخودشگفت«اصلاخوبهپوستخربزهروهمبخورمتامردمفکرکننکهنه
خانیاومدهونهخانیرفته!»
نوشته شده در جمعه یکم مرداد ۱۳۹۵ساعت 14:18 توسط فاطمه | |
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل عابدی